عباس اقبال آشتيانى

211

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

آنجا مقيم بودند يا كشتند و يا به اسيرى گرفته برگشتند ولى آن شهر بچنگ قشون مصر نماند چه مغول سال بعد به شهر مزبور وارد شدند و آنجا را قتل عام نمودند و حرّان از اين تاريخ ديگر روى آبادى به خود نديد . بيبرس جماعتى از مغول را كه به دستيارى صليبيون بر شام حمله بردند به سختى منهزم كرد مخصوصا عيسويان را بشدّت تعقيب نمود و چون قدرت او روز به روز در تزايد بود معين الدّين پروانه و فرمانده مغول در بلاد روم از او تقاضاى صلح نمودند بيبرس دو نفر از امراى خود را براى عقد مصالحه پيش ايشان فرستاد و ايشان هم فرستادگان مزبور را روانهء خدمت اباقا كردند . در ضمن مذاكراتى كه اباقا با فرستادگان بيبرس مىكرد چنين فهميد كه منگو تيمور پسر بركاى خان پادشاه دشت قبچاق كه مانند پدر آئين اسلام داشت با بيبرس دست يكى كرده و اين دو پادشاه هم‌كيش كمر جدال با اباقا را بسته‌اند و اين طرح اتحاد منگو تيمور با بيبرس براى خنثى كردن اساس دوستى ديرينه‌اى بود كه ايلخانان ايران با عيسويان صليبى و ارامنه و امپراطور روم شرقى بسته بودند مخصوصا چون منگو تيمور از يك طرف با ايلخانان ايران رقابت داشت و از طرفى ديگر با امپراطور روم شرقى ، اتحاد با بيبرس را كه مثل او مسلمان و دشمن عيسويان و اباقا بود بصلاح خود مىديد . اباقا سفرائى پيش بيبرس فرستاد و از او خواست كه سنقر الاشقر را به دربار ايلخان روانه دارد ولى سفرا مضمون اين پيغام را تغيير داده به بيبرس گفتند كه اباقا سلطان مصر يا مقدّم امراى او را به دربار خود خواسته است تا با او در باب شرايط صلح گفتگو به عمل آيد . بيبرس جواب داد كه چون اباقا طالب صلح است بهتر اين است كه او خود يا يكى از برادران او جهت ترتيب اين كار بشام بيايد . ضمنا امر داد كه عساكر اسلامى در خارج دمشق به انجام خدمات جنگى مشغول و مهيّاى كارزار باشند . وقعهء بيره در 671 - كمى بعد يعنى در سال 671 سپاهيان مغول به كنار فرات عليا رسيدند و دو قلعهء بيرة و رحبة را تحت محاصره گرفتند . اهالى بيره با كبوتر قاصد رسيدن مغول را بحمص و حماة خبر دادند و كمك طلبيدند . بيبرس با مقدارى قايق بسرعت به طرف فرات حركت كرد و چند نفر از سرداران خود را با لشكريان آزموده